سفر
سلام نی نی خوشکله مامان بابا می دونی امروز چی شد بابایی؟ بابایی رفت ارائه ریاضی شو داد. خیلی وقتمو گرفت عزیزم. فردا شب دارم میرم کرمون. آخه قراره با مامانی با هم بریم مشهد. این اولین سفرمون بعد از عقدمونه. نمیدونی چقد انتظارشو کشیدم بابایی. دو سال پیش از امام رضا خواستم شایدم سه سال. درست یادم نیست گلم. این دفه که با مامان بزرگ اینا رفتم دلم گرفته بود. از امام رضا هیچی نخواستم. همش رفتم پا ضریحش گفتم امام یادته آخرین باری که از پیشت میرفتم چه خواهشی ازت کردم؟ همش بغضم میگرفت بابایی. الان خدا دنیا رو بهم داده. دیگه فقط و فقط یه مشکل تو زندگیم دارم. اونم اندفه که رفتم میرم پا ضریح امام رضا. متوسل به حضرت فاطمه و حضرت ابولفضل میشم. ...
نویسنده :
مامان
18:34



